تبليغاتX
نانوشته ها

نانوشته ها

گردآوری و ارسال اشعار و مطالب زیبا از بزرگان و آنان که دستی بر قلم دارند

جملات کوتاه و خواندنی جی پی‌ واسوانی‌

 
وقتی خداوند در این نزدیکی است چرا دچار ترس می شوی ؟

 

دست نیافتنی ترین چیز در دنیا زمانیست که از دست رفته است . 


 
خود بگو خدا با من است و همه چیز در دست اوست این جملات توفان را آرام می سازد .

و آن چیزی خواهی شد که به آن می اندیشی و عمل میکنی .
 
 
زندگی هدیه خداوند به ماست و ” شیوه زندگی ” ما ، هدیه ما به خداوند .

 

متن کامل در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  90/11/03ساعت 11:46 بعد از ظهر  توسط دیبا  | 

وزنه بردار سال

+ نوشته شده در  90/11/03ساعت 11:34 بعد از ظهر  توسط دیبا  | 

دوستت دارم

+ نوشته شده در  90/11/03ساعت 11:33 بعد از ظهر  توسط دیبا  | 

استعفا


استعفا
  
 
بدینوسیله
من رسماً از بزرگسالی استعفا می دهم
 و مسئولیت های یک کودک هشت ساله را
 قبول می کنم!
 
می خواهم به یک ساندویچ فروشی بروم
 و فکر کنم که آنجا یک رستوران پنج ستاره است...
 
می خواهم فکر کنم شکلات از پول بهتر است،
 چون می توانم آن را بخورم...
 
می خواهم زیر یک درخت بلوط بزرگ بنشینم
و با دوستانم بستنی بخورم
 
می خواهم درون یک چاله آب بازی کنم
و بادبادک خود را در هوا پرواز دهم
 
می خواهم به گذشته برگردم،
 وقتی همه چیز ساده بود،
 
 وقتی داشتم رنگها را،
 جدول ضرب را
و شعرهای کودکانه را
 یاد میگرفتم...
 
وقتی نمی دانستم که چه چیزهایی نمی دانم
و هیچ اهمیتی هم نمی دادم
 
می خواهم ایمان داشته باشم که هرچیزی ممکن است
 و می خواهم که از پیچیدگی های دنیا بی خبر باشم...
 
 
می خواهم فکر کنم که دنیا چقدرزیباست
و همه راستگو و خوب هستند...
 
 نمی خواهم زندگی من پر شود از کوهی از مدارک اداری،
 خبرهای ناراحت کننده، صورتحساب، جریمه و ...
 
می خواهم دوباره به همان زندگی ساده خود برگردم...
 
می خواهم به نیروی لبخند ایمان داشته باشم،
 
 به یک کلمه محبت آمیز، 
 به عدالت،
 به صلح،
 به فرشتگان،
 به باران،
 و به . . .
 
این دسته چک من،
 کلید ماشین،
 کارت اعتباری
 و بقیه مدارک،
 مال شما!
 
من رسماً از بزرگسالی استعفا می دهم !

(سانتیا سالگا)
 
+ نوشته شده در  90/11/03ساعت 11:29 بعد از ظهر  توسط دیبا  | 

آبگوشت

 

چرا آبگوشت در رستورانهای تهران جزء منوی غذا نیست؟

4muz4vn آنچه از آبگوشت نمی‌‌دانید!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  90/10/10ساعت 11:38 بعد از ظهر  توسط دیبا  | 

شعر و عشق

نه تلخم ، نه شیرین ، مزه ی بی تفاوتی میدهم این روزا ، جنس حالم زیاد مرغوب نیست

Image By salijoon.ws


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  90/10/10ساعت 11:22 بعد از ظهر  توسط دیبا  | 

مسیحیان عزیز ! کریسمس مبارک

 

کریسمس مبارک

beautiful_animations-iranto

+ نوشته شده در  90/10/10ساعت 11:6 بعد از ظهر  توسط دیبا  | 

خانه تکانی دل

+ نوشته شده در  90/10/10ساعت 11:1 بعد از ظهر  توسط دیبا  | 

نخند

بیائیم نخندیم . . .

به سرآستین پاره ی کارگری که دیوارت را می چیند و به تو می گوید،ارباب

نخند

به پسرکی که آدامس می فروشد و تو هرگز نمی خری.

نخند

به پیرمردی که در پیاده رو به زحمت راه می رود و شاید چندثانیه ی کوتاه معطلت کند.

نخند

به دبیری که دست و عینکش گچی است و یقه ی پیراهنش جمع شده.

نخند

به دستان پدرت،

به جاروکردن مادرت،

به همسایه ای که هرصبح نان سنگک می گیرد،

به راننده ی چاق اتوبوس ،

به رفتگری که درگرمای تیرماه کلاه پشمی به سردارد،

به راننده ی آژانسی که چرت می زند،

به پلیسی که سرچهارراه باکلاه صورتش رابادمی زند،

به مجری نیمه شب رادیو،

به مردی که روی چهارپایه می رود تا شماره ی کنتور برقتان را بنویسد،

به جوانی که قالی پنج متری روی کولش انداخته ودرکوچه ها جارمی زند،

به بازاریابی که نمونه اجناسش را روی میزت می ریزد،

به پارگی ریزجوراب کسی در مجلسی،

به پشت و رو بودن چادر پیرزنی درخیابان،

به پسری که ته صف نانوایی ایستاده،

به مردی که درخیابانی شلوغ ماشینش پنچرشده،

به مسافری که سوارتاکسی می شود و بلند سلام می گوید،

به فروشنده ای که به جای پول خرد به تو آدامس می دهد،

به زنی که باکیفی بردوش به دستی نان دارد و به دستی چندکیسه میوه وسبزی،

به هول شدن همکلاسی ات پای تخته،

به مردی که دربانک ازتو می خواهد برایش برگه ای پرکنی،

به اشتباه لفظی بازیگرنمایشی،

نخند

نخند ، دنیا ارزشش را ندارد که تو به خردترین رفتارهای نابجای آدمها بخندی

که هرگز نمیدانی چه دنیای بزرگ و پردردسری دارند

آدمهایی که هرکدام برای خود وخانواده ای همه چیز و همه کسند!

آدمهایی که به خاطر روزیشان تقلا می کنند،

بارمی برند،

بی خوابی می کشند،

کهنه می پوشند،

جارمی زنند

سرما و گرما می کشند،

وگاهی خجالت هم می کشند،.......خیلی ساده

+ نوشته شده در  90/10/05ساعت 3:14 قبل از ظهر  توسط دیبا  | 

برای برآورده شدن حاجات

ختم آیه شریفه  فسیکفیکهم الله   برای برآورده شدن  حوائج

از جمله مجربات در بر آورده شدن حوائج و فایق آمدن بر کارهای مهم که بزرگان از اولیاء الله

نوشته اند  ما بدان عمل کرده ایم و اسرار و عجایب شگفت انگیز را مشاهده کرده ایم این است

که :

در ثلث آخر شب وضو بگیری و گوشه ای بروی که کسی تو را نبیند و با حضور قلب و رو به قبله

هزار مرتبه بگویی : فَسَيَكْفِيكَهُمُ اللّهُ وَهُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ ( بخشی از آیه ۱۳۷ سوره بقره )

و بعد از هر صد مرتبه که این آیه را می خوانی بگو  اللهُمَّ اِکفِنی حاجَتی   سپس حاجت را

ذکر کن و بعد از ذکر حاجت بگو   اِنَّکَ عَلی کُلِّ شَی ءٍ قَدیرٌ   تا سه شب متوالی این عمل را

انجام بده که تخلف ندارد

+ نوشته شده در  90/10/05ساعت 2:55 قبل از ظهر  توسط دیبا  | 

جالب ترین های سال

- استفاده دانشمندان از کلون‌سازی برای ایجاد سلول‌های بنیادی:

 سال ۲۰۱۱، پژوهشگران موفق به استفاده از شیوه‌ای شدند که

آنها را بسیار نزدیک به کلون کردن انسان می‌کند،

اما کاربرد و هدف آن چیز دیگری است.

 شیوه‌ای که آنها استفاده کردند، انتقال هسته‌های

سلول‌های غیرجنسی یا SCNT نام دارد.

متن کامل در ادامه مطلب

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  90/10/02ساعت 8:28 قبل از ظهر  توسط دیبا  | 

اینجا ایران است...

اینجا ایران است...

وطن من

زیباترین نقطه زمین

جایی که هزاران هزار نفر آرزوی دیدنش را دارند

اینجا وطن زیبای من است

ایران سربلند


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  90/10/02ساعت 8:24 قبل از ظهر  توسط دیبا  | 

کریسمس مبارک

SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالیجون
+ نوشته شده در  90/10/02ساعت 8:20 قبل از ظهر  توسط دیبا  | 

مهریه - طلاق

 

وقتي دختر و پسر راضي اند بايد برويم سر اصل مطلب و قصه مهريه و ... .
- 3000 سكه تمام بهار آزادي البته طرح قديم !
- حتما شوخي مي فرماييد! پسر من اگه همه دارايي هاي اقوام و فاميل را هم جمع كند نمي تواند اين مهريه نجومي را پرداخت كند .
- شما پدر داماد هستيد و نگران آينده. خب ما هم نگران آينده دخترمان هستيم. تازه نگران نباشيد چون كي مهريه را داده و كي گرفته؟! پس دخترعمويش كه مهريه چيدن سكه از كره زمين تا ماه را در قباله اش نوشتند چه؟


متن کامل در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  90/10/02ساعت 8:17 قبل از ظهر  توسط دیبا  | 

گفتگو با خدا

 

Interview with god
گفتگو با خدا

 

I dreamed I had an Interview with god
خواب دیدم در خواب با خدا گفتگویی داشتم 

 

So you would like to Interview me? “God asked”
خدا گفت : پس میخواهی با من گفتگو کنی ؟

 

If you have the time “I said”
گفتم : اگر وقت داشته باشید 

 متن کامل در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  90/10/02ساعت 8:9 قبل از ظهر  توسط دیبا  | 

نقاشی سه بعدی

+ نوشته شده در  90/10/02ساعت 7:51 قبل از ظهر  توسط دیبا  | 

سرماخوردگی،

 

اگر سرما خورده‌اید و گلویتان درد می‌کند و وقت دکتر رفتن ندارید یا اهل دارو و به خصوص آمپول زدن نیستید نگاهی به این مقاله بیندازید.

 

روشهای درمان گلو درد در خانه

متن کامل در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  90/10/02ساعت 7:30 قبل از ظهر  توسط دیبا  | 

يك معما؟؟؟

يك معما؟؟؟

يك روز كر و لال و كور با هم ميرن سفر

كر ميميره

حالا فرد لال به فرد كور چه جوري بگه كه كر مرده؟
+ نوشته شده در  90/10/02ساعت 6:34 قبل از ظهر  توسط دیبا  | 

میخوام برم

 

.........

شاید روزی دیگر .......

شاید هم .......

+ نوشته شده در  90/08/12ساعت 6:32 قبل از ظهر  توسط دیبا  | 

روزهای هفته

سلام دوستان عزیزم

اینو میدونستید که :

شَنبه یک واژه عِبری است به معنی استراحت ، آسودن

ریشه شنبه از واژه شَـپَت در عبری است که به صورت السَبت وارد عربی و به صورت شاپات وارد ارمنی  شده است . یهودیان روز اول هفته را استراحت می کنند و این واژه از زبان آنان به فارسی وارد شد . دقیقاَ مانند تُفک و فِشک که تفنگ و فشنگ شد و نیز مانند tobaco در انگلیسی که در فارسی تنباکو شد  شپت هم شنبه شد. بقیه روزها نیز که با معلوم شدن شنبه نیاز به توضیح ندارد .حدس می زنم یکشنبه در آغاز یک شب پس از شنبه بوده که یکشنبه شده بقیه نیز همین طور مثلا دو شب پس از شنبه بوده که دوشنبه شده است . جمعه نیز یعنی روز جمع شدن . در فارسی این روز را آدینه می نامند به معنی روز آذین و آرایش.

+ نوشته شده در  90/08/07ساعت 0:37 قبل از ظهر  توسط دیبا  | 

شگفتی‌های پزشکی ایران باستان در شاهنامه

ایرانیان را باید مبتكر و بانی نگره‌های دانش پزشكی امروز در جهان دانست كه بر این پایه بقراط توانست حدود پانصد سال پیش از میلاد رساله پزشكی مشهور خود را كه در آن واژه‌های ایرانی و هندی فراوانی به كار گرفته است را نام برد.»

زیبایی كلام و ژرفای فكری فردوسی تا بدانجاست كه او را از بزرگان دانش و ادب جهان شمرده‌اند و لقب برترین حماسه‌سرای جهان را برازنده وی دانسته‌اند
شاهنامه نیز به‌عنوان میراث گران سنگ ادبی، تاریخی، علمی و فلسفی ایرانیان از دانش‌هایی سخن گفته كه بی‌شك پژوهش‌های علمی و تخصصی‌ای را می‌طلبد تا نگره‌های گوناگونی كه در این كتاب سترگ نهفته است، به‌روز برای جهانیان عرضه نماید.


شاهنامه نه تنها حماسه ساكنان ایران زمین؛ بلكه حماسه نوع بشر را می‌سراید و از این‌رو كه سرمایه دانش‌های بشری را به‌گونه نظم به یادگار گذارده، اثری بی‌نظیر در میان میراث مكتوب جهانی به شمار می‌رود كه در میان اقوام گوناگون همواره هوادارانی داشته است و تا‌كنون ......

متن کامل در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  90/07/29ساعت 11:46 بعد از ظهر  توسط دیبا  | 

چشم‌هایى شبیه .......

این یه شعر از سهراب سپهری که فکر میکنم شما هم خوشتون بیاد

شعر از ( ما هیچ ما نگاه)

 

كاج‌هاى زیادى بلند.
زاغ‌هاى زیادى سیاه.
آسمان به اندازه آبى.
سنگچین‌ها، تماشا، تجرد.
كوچه باغ فرارفته تا هیچ.
ناودان مزین به گنجشك.
آفتاب صریح.
خاك خوشنود.
چشم تا كار مى‌كرد
هوش پاییز بود.
اى عجیب قشنگ!
با نگاهى پر از لفظ مرطوب
مثل خوابى پر از لكنت سبز یك باغ،
چشم‌هایى شبیه حیاى مشبك،
پلك‌هایى مردد
مثل انگشت‌هاى پریشان خواب مسافر!
زیر بیدارى بیدهاى لب رود
انس
مثل یك مشت خاكستر محرمانه
روى گرماى ادراك پاشیده مى‌شد.
فكر
آهسته بود.
آرزو دور بود.
مثل مرغى كه روى درخت حكایت بخواند.
در كجاهاى پاییزهایى كه خواهند آمد
یك دهان مشجر
از سفرهاى خوب
حرف خواهد زد؟

+ نوشته شده در  90/07/29ساعت 11:29 بعد از ظهر  توسط دیبا  | 

شادی و عشق

ناصر خسرو قبادياني بسوي باختر ايران روان بود. شبي ميهمان شباني شد در روستاي کوچکي در نزديکي سنندج.

 نيمه‌هاي شب صداي فرياد  و ناله شنيد. برخاست و از خانه بيرون آمد. صداي فرياد و ناله‌هاي دلخراش و سوزناک از بالاي کوه به گوش مي‌رسيد. ......

متن کامل در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  90/07/29ساعت 11:0 بعد از ظهر  توسط دیبا  | 

ارزش واقعي

اهورا از من سوال کرده که چرا قدر داشته هامون رو نداریم منم بهش قول دادم جوابشو بدم

این مطلب میتونه جواب سوالت رو تا حدودی بده. البته  امیدوارم .

ارزش واقعي
قصاب با ديدن سگي که به طرف مغازه اش نزديک مي شد حرکتي کرد که دورش کند اما کاغذي را در دهان سگ ديد .کاغذ را گرفت.روي کاغذ نوشته بود" لطفا دوازده تاسوسيس و يه ران گوشت بدين" . ده دلار همراه کاغذ بود.قصاب که تعجب کرده بود سوسيس و گوشت را در کيسه اي گذاشت و در دهان سگ گذاشت .سگ هم کيسه راگرفت و رفت .

قصاب که کنجکاو شده بود و از طرفي وقت بستن مغازه بود تعطيل کرد و بدنبال سگ راه افتاد . .........

متن کامل در ادام مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  90/07/29ساعت 10:58 بعد از ظهر  توسط دیبا  | 

دستم را رها نکن

10.gif

جهت دیدن ادامه تصاویر به ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  90/07/14ساعت 8:1 قبل از ظهر  توسط دیبا  | 

اگر اولش به فکر آخرش نباشی آخرش به فکر اولش می افتی

 بخوانیم و عمل کنیم.

۱) اگر اولش به فکر آخرش نباشی آخرش به فکر اولش می افتی

۲) لذتی که در فراغ هست در وصال نیست چون در فراغ شوق وصال هست و در وصال بیم فراغ

۳) آغاز کسی باش که پایان تو باشد...........

متن کامل در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  90/06/28ساعت 7:50 بعد از ظهر  توسط دیبا  | 

الفبای زندگی

الف: اشتیاق برای رسیدن به نهایت آرزوها

ب: بخشش برای تجلی روح و صیقل جسم

پ: پویایی برای پیوستن به خروش حیات

ت: تدبیر برای دیدن افق فرداها

ث: ثبات برای ایستادن در برابر باز دارنده ها

ج: جسارت برای ادامه زیستن

چ: چاره اندیشی برای یافتن راهی در گرداب اشتباه

ح: حق شناسی برای تزكیه نفس

خ: خودداری برای تمرین استقامت

د: دور اندیشی برای تحول تاریخ

‌ذ: ذكر گویی برای اخلاص عمل

ر: رضایت مندی برای احساس شعف

ز: زیركی برای مغتنم شمردن دم ها

ژ: ژرف بینی برای شكافتن عمق درد ها

س: سخاوت برای گشایش كار ها

ش: شایستگی برای لبریز شدن در اوج

ص: صداقت برای بقای دوستی

ض: ضمانت برای پایبندی به عهد

ط: طاقت برای تحمل شكست

ظ: ظرافت برای دیدن حقیقت پوشیده در صدف

ع: عطوفت برای غنچه نشكفته باورها

غ: غیرت برای بقای انسانیت

ف: فداكاری برای قلب های درد مند

ق: قدر شناسی برای گفتن ناگفته های دل

ك: كرامت برای نگاهی از سر عشق

گ: گذشت برای پالایش احساس

ل: لیاقت برای تحقق امید ها

م: محبت برای نگاه معصوم یك كودك

ن: نكته بینی برای دیدن نادیده ها

و: واقع گرایی برای دستیابی به كنه هستی

ه: هدفمندی برای تبلور خواسته ها

ی: یك رنگی برای گریز از تجربه دردهای مشترک

+ نوشته شده در  90/06/28ساعت 7:38 بعد از ظهر  توسط دیبا  | 

مورچه

همه ما سعی می‌کنیم که از افراد بزرگ درس زندگی بگیریم و دوست داریم رمز و راز موفقیت آنها را بدانیم. اما فراموش می‌کنیم که گاهی بزرگترین درس‌های زندگی از کوچکترین موجودات کنار ما گرفته می‌شوند.

مثلاً مورچه‌ها را در نظر بگیرید. آیا باور می‌کنید که این موجودات کوچک می‌توانند به ما یاد بدهند که چطور باید زندگی بهتری داشته باشیم؟

از رفتار مورچه‌ها می‌توانیم چهار درس مهم بگیریم که به ما برای داشتن زندگی بهتر کمک می‌کنند.

 

1. مورچه‌ها هیچوقت تسلیم نمی شوند. آیا متوجه شده‌اید که چطور مورچه‌ها همیشه به دنبال راهی برای رد شدن از موانع هستند؟ انگشتتان را در راه یک مورچه قرار دهید و آن را دنبال او بکشانید، یا حتی روی او. مدام به دنبال راهی برای عبور از انگشت شما خواهد بود. هیچوقت یکجا نمی‌ایستد و گیج نمی‌ماند. هیچوقت دست از تلاش بر نمی‌دارد و عقب نمی‌کشد.........

متن کامل در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  90/06/28ساعت 7:23 بعد از ظهر  توسط دیبا  | 

آن گل سرخی که دادی

 

دیدی ای غمگین تر از من

بعد از آن دیر آشنایی

آمدی خواندی برایم

قصه ی تلخ جدایی



 

مانده ام سر در گریبان

بی تو در شب های غمگین

بی تو باشد همدم من

یاد پیمان های دیرین

آن گل سرخی که دادی

در سکوت خانه پژمرد

آتش عشق و محبت 
 

در خزان سینه افسرد

کنون نشسته در نگاهم

تصویر پر غرور چشمت

یک دم نمی رود از یادم

چشمه های پر نور چشمت

آن گل سرخی که دادی

در سکوت خانه پژمرد



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  90/06/28ساعت 6:59 بعد از ظهر  توسط دیبا  | 

آرزوهای من برای تو

اول از همه برایت آرزومندم که عاشق شوی،

و اگر هستی، کسی هم به تو عشق بورزد،

و اگر اینگونه نیست، تنهائیت کوتاه باشد،

و پس از تنهائیت، نفرت از کسی نیابی.

آرزومندم که اینگونه پیش نیاید، اما اگر پیش آمد،

بدانی چگونه به دور از ناامیدی زندگی کنی.

.....

متن کامل در ادامه مطلب

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  90/05/26ساعت 5:34 بعد از ظهر  توسط دیبا  |