او رفته
دست در دستانش....
ساعتها..........
چه زود گذ شت !
او رفته
من مانده ام و
یک نیمکت خالی
گردآوری و ارسال اشعار و مطالب زیبا از بزرگان و آنان که دستی بر قلم دارند
مادرم وقتی مرا به دنیا آورد اذان می گفتند اذان صبح
مادرم مرا در خانه به دنیا آورد بدون کمک هیچ کس
من با سر به این دنیا نیامدم مادرم می گفت
آرام پا به زمین گذاشتم
و هنوز آرام آرام بر زمین قدم می زنم تا برسم به آخر دنیا
مادرم هنوز تنهاست
و ناله هایش را هنوز کسی نمی شنود
مادرم هنوز هم می زاید
اول من بعد برادرانم بعد زندگی بعد مهر بعد عاطفه بعد محبت بعد عشق بعد بعد بعد بعد..................
او زن است و زاینده
او هنوز می زاید اما تنهاست
مادر
دوستت دارم و عاشق نگاه تنهای تو ام
چه خوب نیست که کسی تو را انتخاب نکند
همیشه چشم به راه کسی داری که ...
کسی نیست که جواب انتظار تو را بدهد
این خوب نیست
چشم به راهی خوب نیست اما ....
مادرم به من یاد داده که :
می آید اما به وقتش !
سالهاست هنوز وقتش نرسیده
سلام
میدونید که امسال سال اژدهاست
سالیه که برای همه بندگان خدا خوش یمنی و شادی و بخت و شانسه
برای شما چه جور سالیه؟
این داستان عیدی امسال من به شما![]()
پرواز
پرنده بر شانه هاي انسان نشست . انسان با تعجب رو به پرنده کرد و گفت :
اما من درخت نيستم . تو نمي تواني روي شانه من آشيانه بسازي .
پرنده گفت : من فرق درخت ها و آدمها را خوب مي دانم اما گاهي پرنده ها و آدمها را اشتباه مي گيرم .
انسان خنديد و به نظرش اين خنده دارترين اشتباه ممکن بود .
پرنده گفت : راستي چرا پر زدن را کنار گذاشتي ؟
انسان منظور پرنده را نفهميد اما باز هم خنديد .
پرنده گفت : نمي داني توي آسمان چقدر جاي تو خالي است .
انسان ديگر نخنديد . انگار ته ته خاطراتش چيزي را به ياد آورد .
چيزي که نمي دانست چيست . شايد يک آبي دور – يک اوج دوست داشتني .
پرنده گفت : غير از تو پرنده هاي ديگري را نيز مي شناسم که پر زدن از يادشان رفته است .
درست است که پرواز براي يک پرنده ضرورت است اما اگر تمرين نکند فراموش مي شود .
پرنده اين را گفت و پر زد .
انسان رد پرنده را دنبال کرد تا اينکه چشمش به يک آبي بزرگ افتاد
و به ياد آورد روزي نام اين آبي بزرگ بالاي سرش آسمان بود
و چيزي شبيه دلتنگي توي دلش موج زد .
آنوقت خدا بر شانه هاي کوچک انسان دست گذاشت و گفت :
" يادت مي آيد ؟ تو را با دو بال و دو پا آفريده بودم ؟
زمين و آسمان هر دو براي تو بود .
اما تو آسمان را نديدي .
راستي عزيزم بالهايت را کجا جا گذاشتي ؟
" انسان
دست بر شانه هايش گذاشت و جاي خالي چيزي را احساس کرد .آنوقت رو به خدا کرد و گريست
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
آسم یه بیماری بی علائم و ساکت و خانمان براندازه وقتی فقط ۱۸ سال داشتم دچارش شدم
و الان مدت ۱۰ ساله که همراه و همدم منه و در هر زمان که بتونه برای نابودی من اقدام میکنه ![]()
چند شب پیش ناگهان بهم حمله کرد و نزدیک به ۳ ساعت منو با مرگ به جدال انداخت![]()
و بالاخره پزشکان با ضرب و زور دارو نجاتم دادند . ![]()
واقعا آمادگی مردن و حساب کتاب و سوال جواب نداشتم
خیلی دیگه تو این دنیا کاردارم ![]()
هنوز خیلی جوونم ......... حیفه بمیرم
کلی کار دارم کارهای نیمه تموم ![]()
خدا رو شکر که زنده ام و بازم نفس های نصف و نیمه می کشم و میتونم کنار عزیزانم باشم ![]()
خدا راشکر![]()
![]()
به ادامه مطلب سری بزنید حتما خوشتون میاد
دست نیافتنی ترین چیز در دنیا زمانیست که از دست رفته است .
خود بگو خدا با من است و همه چیز در دست اوست این جملات توفان را آرام می سازد .
و آن چیزی خواهی شد که به آن می اندیشی و عمل میکنی .
زندگی هدیه خداوند به ماست و ” شیوه زندگی ” ما ، هدیه ما به خداوند .
متن کامل در ادامه مطلب![]()
استعفابدینوسیلهمن رسماً از بزرگسالی استعفا می دهمو مسئولیت های یک کودک هشت ساله راقبول می کنم!می خواهم به یک ساندویچ فروشی برومو فکر کنم که آنجا یک رستوران پنج ستاره است...می خواهم فکر کنم شکلات از پول بهتر است،چون می توانم آن را بخورم...می خواهم زیر یک درخت بلوط بزرگ بنشینمو با دوستانم بستنی بخورم…می خواهم درون یک چاله آب بازی کنمو بادبادک خود را در هوا پرواز دهم…می خواهم به گذشته برگردم،وقتی همه چیز ساده بود،وقتی داشتم رنگها را،جدول ضرب راو شعرهای کودکانه رایاد میگرفتم...وقتی نمی دانستم که چه چیزهایی نمی دانمو هیچ اهمیتی هم نمی دادم…می خواهم ایمان داشته باشم که هرچیزی ممکن استو می خواهم که از پیچیدگی های دنیا بی خبر باشم...می خواهم فکر کنم که دنیا چقدرزیباستو همه راستگو و خوب هستند...نمی خواهم زندگی من پر شود از کوهی از مدارک اداری،خبرهای ناراحت کننده، صورتحساب، جریمه و ...می خواهم دوباره به همان زندگی ساده خود برگردم...می خواهم به نیروی لبخند ایمان داشته باشم،به یک کلمه محبت آمیز،به عدالت،به صلح،به فرشتگان،به باران،و به . . .این دسته چک من،کلید ماشین،کارت اعتباریو بقیه مدارک،مال شما!من رسماً از بزرگسالی استعفا می دهم !
(سانتیا سالگا)
از جمله مجربات در بر آورده شدن حوائج و فایق آمدن بر کارهای مهم که بزرگان از اولیاء الله
نوشته اند ما بدان عمل کرده ایم و اسرار و عجایب شگفت انگیز را مشاهده کرده ایم این است
که :
در ثلث آخر شب وضو بگیری و گوشه ای بروی که کسی تو را نبیند و با حضور قلب و رو به قبله
هزار مرتبه بگویی : فَسَيَكْفِيكَهُمُ اللّهُ وَهُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ ( بخشی از آیه ۱۳۷ سوره بقره )
و بعد از هر صد مرتبه که این آیه را می خوانی بگو اللهُمَّ اِکفِنی حاجَتی سپس حاجت را
ذکر کن و بعد از ذکر حاجت بگو اِنَّکَ عَلی کُلِّ شَی ءٍ قَدیرٌ تا سه شب متوالی این عمل را
انجام بده که تخلف ندارد

سال ۲۰۱۱، پژوهشگران موفق به استفاده از شیوهای شدند که
آنها را بسیار نزدیک به کلون کردن انسان میکند،
اما کاربرد و هدف آن چیز دیگری است.
شیوهای که آنها استفاده کردند، انتقال هستههای
سلولهای غیرجنسی یا SCNT نام دارد.
متن کامل در ادامه مطلب
وقتي دختر و پسر راضي اند بايد برويم سر اصل مطلب و قصه مهريه و ... .
- 3000 سكه تمام بهار آزادي البته طرح قديم !
- حتما شوخي مي فرماييد! پسر من اگه همه دارايي هاي اقوام و فاميل را هم جمع كند نمي تواند اين مهريه نجومي را پرداخت كند .
- شما پدر داماد هستيد و نگران آينده. خب ما هم نگران آينده دخترمان هستيم. تازه نگران نباشيد چون كي مهريه را داده و كي گرفته؟! پس دخترعمويش كه مهريه چيدن سكه از كره زمين تا ماه را در قباله اش نوشتند چه؟
متن کامل در ادامه مطلب
متن کامل در ادامه مطلب
|
| |
|
متن کامل در ادامه مطلب